اصول بهداشت روانی
مشکل است بگوييم يک شخص از لحاظ روانی سالم و طبيعی است،زيرا ميزان آن بر حسب
تمدن،جامعه،زمان،مکان،فرهنگ و انتظارات هرجامعه تفاوت دارد.اما برای پی بردن به سلامت روان انسان
می توان اصولی را بشرح زير مدنظر قرارداد.
1-احترام به خود و ديگران : يک فرد سالم به شخصيت خود و ديگران احترام می گذارد. کسی که
برای ديگران احترام قائل نباشد نمی تواند از احترام ديگران نيز بر خوردار باشد در نتيجه از روابط با ديگران
لذتی نمی برد و اين مسئله باعث می شد که ارتباط وی با ديگران کم شود و فرد احساس تنهايی و در
نتيجه آن احساس حقارت و خود کم بينی می کند و در نتيجه تعادل روانی فرد بهم ميخورد.در نتيجه
مسئله ای که دربهداشت روان بيش از هر چيز اهميت دارد احترام به شخصيت فرد ميباشد.
2- شناخت محدودیت ها وتوانایی های خود ودیگران : فردی که توانایی ها و محدودیت های خود
را می شناسد می تواند اهداف و خواسته های خود را مطابق با آنها و معقولانه انتخاب کند و همچنین
فردی که توانایی ها و محدودیت های دیگران را می شناسد از آنان در حد معقولی توقع و انتظار خواهد
داشت ، در نتیجه این فرد هیچ گاه دچار تعارض و ناامیدی نخواهد شد و سلامت روان خود را حفظ خواهد
کرد .
3- رفتار فرد معلول علل و شرایط خاصی است : هر رفتاری که از انسان سرمی زند بنا به عللی
می باشد . به همین علت برای پیشبرد بهداشت روان باید علل رفتارها وعوامل تشدید کننده و بازدارنده
ی آنها را شناسایی نمود .
4- رفتار هر شخص ناشی از تمامیت وجود شخصیت اوست : عوامل جسمانی ، روانی و
اجتماعی روی رفتار فرد مؤثر هستند . اگر هرکدام از این عوامل دچار اختلال شوند سلامت روانی فرد بهم
می خورد . در نتیجه برای اینکه رفتار مناسبی ازفردی سر بزند باید هر سه عامل جسمانی ، روانی و
اجتماعی از سلامت کامل برخوردار باشند .
5- شناسایی نیازهای فرد : انسان موجودی نیازمند است و طبق نظریه مازلو ، نیازهای انسان در
پنج سطح قرار می گیرند . هر فردی باید قادر به شناختن نیازهای خود در این سطوح باشد و برای رفع
آنان بکوشد تا بتواند به سطوح بالاتر نیازها برسد و اگر شخصی از یکی از مرحله های اولیه به سلامت
عبور نکند ، هیچ گاه به سطوح بالاتر نمی رسد و دچار مشکلات روانی خواهد شد .
به طور خلاصه مشخصات شخصی که از لحاظ روانی سالم است به شرح زیر می باشد:
· آنچه را که هست و بداند که زندگی مطلوب و دلخواه خیالی بیش نیست و همیشه یک نوع ناتمامی و
نقص در همه جا وجود دارد .
· به انجام یک کار معتقد است و پرتوقع نیست و همیشه راهی را انتخاب می کند که می داند در آن راه
امکان عملی شدن یک منظور بیشتر از راه های دیگر است .
· شخص سالم از استقلال فردی خود ، آگاه است . امکانات ، خواست ها و امیال و هدف های خود را
می داندو کیفیت و واقعیت وجود خویش و محیطش را درک کرده و خود را با واقعیت هم آهنگ می کند .
· در برابر پیش آمدها و وقایع معمول روزانه احساس قدرت می کند و زندگی را سالم وزیبا می بیند ،
هرچند که ممکن است در مقابل مشکلات و وقایع سخت ، شخص احساس ناتوانی بکند .
· از زندگی ، بیشتر راضی است و احساس خوشی می کند و کمتر ناراضی و دلگیر است .
· می تواند مناسبات دوستانه و صمیمانه با دیگران برقرار سازدکه خهم خود از این دوستی احساس
رضایت کند و هم طرف مقابلش از دوستی او برخوردار باشد .
· شخص سالم عهده دار زندگی خویشتن است و انتظار ندارد که دیگران زندگی راحت وخوبی برای او
تأمین بکنند .
· خود و دیگران را دوست دارد و از محبت کردن به آنها لذت می برد .
· به ماهیت وجود خود پی می برد .
· در موارد به خصوص و حاد حق دارد که خشمگین و عصبانی شود .
· هم در میان جمع احساس خوشی میکند وهم در تنهایی .
· دیگران را تحقیر نمی کند و برای خود مزیت اضافی قائل نمی شود .
· قبول دارد که کشمکش ها و ناسازگاری ها همیشه وجود خواهد داشت ، باید به هر صورتی با
ناسازگاری ها و کشمکش ها مقابه کند .
· شخص سالم حس بذله گویی دارد که اغلب با آگاهی و خوش خلقی همراه است و از فرصت های
عادی برای شادی و دور بودن از غصه ونگرانی استفاده می کند .
· آشفتگی و ناراحتی هایش را به نحوی ظاهر می کند که قابل قبول جامعه ای که درآن زندگی می کند
باشد .
· تأثر و آشفتگی خود را مهار می کند که باعث ناراحتی اطرافیان نشود در بدترین شرایط با حقایق روبه
رو شده و از مبارزه با مشکلات ، خصوصا هنگامی که از گرفتاری به سوی موفقیت پیش می رود لذت
می برد .
· با دیگران خوب تماس می گیرد ، خود را به دیگران می فهماند و دوستان مخصدص را انتخاب شده
دارد .
· خود مختار، متکی به خود و مستقل ، آرام و روشن بین است .
· از موقعیت جدید احساس رضایت ولذت دارد .
· بردباری و مهارتی که فرد برای برای مسائل بروز می دهد ویا به عبارت دیگر احساس این که از عهده
وظیفه محوله بر می آید .
· مسائل را در مرکز قرار می دهد ، نه این که خود را در مرکز قرار دهد . یعنی کار کردن روی مسئله نه
روی خود .
