X
تبلیغات
بهداشت روان - اصول بهداشت روانی

بهداشت روان

به مناسبت هفته ی بهداشت روان

اصول بهداشت روانی

مشکل است بگوييم يک شخص از لحاظ روانی سالم و طبيعی است،زيرا ميزان آن بر حسب

تمدن،جامعه،زمان،مکان،فرهنگ و انتظارات هرجامعه تفاوت دارد.اما برای پی بردن به سلامت روان انسان

 می توان اصولی را بشرح زير مدنظر قرارداد.

   1-احترام به خود و ديگران : يک فرد سالم به شخصيت خود و ديگران احترام می گذارد.  کسی که

برای ديگران احترام قائل نباشد نمی تواند از احترام ديگران نيز بر خوردار باشد در نتيجه از روابط با ديگران

 لذتی نمی برد و اين مسئله باعث می شد که ارتباط وی با ديگران کم شود و فرد احساس تنهايی و در

نتيجه آن احساس حقارت و خود کم بينی می کند و در نتيجه تعادل روانی فرد بهم ميخورد.در نتيجه

مسئله ای که دربهداشت روان بيش از هر چيز اهميت دارد احترام به شخصيت فرد ميباشد.

   2- شناخت محدودیت ها وتوانایی های خود ودیگران : فردی که توانایی ها و محدودیت های خود

 را می شناسد می تواند اهداف و خواسته های خود را مطابق با آنها و معقولانه انتخاب کند و همچنین

 فردی که توانایی ها و محدودیت های دیگران را می شناسد از آنان در حد معقولی توقع و انتظار خواهد

 داشت ، در نتیجه این فرد هیچ گاه دچار تعارض و ناامیدی نخواهد شد و سلامت روان خود را حفظ خواهد

کرد .

   3- رفتار فرد معلول علل و شرایط خاصی است : هر رفتاری که از انسان سرمی زند بنا به عللی

 می باشد . به همین علت برای پیشبرد بهداشت روان باید علل رفتارها وعوامل تشدید کننده و بازدارنده

 ی آنها را شناسایی نمود .

   4- رفتار هر شخص ناشی از تمامیت وجود شخصیت اوست : عوامل جسمانی ، روانی و

اجتماعی روی رفتار فرد مؤثر هستند . اگر هرکدام از این عوامل دچار اختلال شوند سلامت روانی فرد بهم

 می خورد . در نتیجه برای اینکه رفتار مناسبی ازفردی سر بزند باید هر سه عامل جسمانی ، روانی و

اجتماعی از سلامت کامل برخوردار باشند .

   5- شناسایی نیازهای فرد : انسان موجودی نیازمند است و طبق نظریه مازلو ، نیازهای انسان در

پنج سطح قرار می گیرند . هر فردی باید قادر به شناختن نیازهای خود در این سطوح باشد و برای رفع

آنان بکوشد تا بتواند به سطوح بالاتر نیازها برسد و اگر شخصی از یکی از مرحله های اولیه به سلامت

عبور نکند ، هیچ گاه به سطوح بالاتر نمی رسد و دچار مشکلات روانی خواهد شد .

   به طور خلاصه مشخصات شخصی که از لحاظ روانی سالم است به شرح زیر می باشد:

·   آنچه را که هست و بداند که زندگی مطلوب و دلخواه خیالی بیش نیست و همیشه یک نوع ناتمامی و

 نقص در همه جا وجود دارد .

·   به انجام یک کار معتقد است و پرتوقع نیست و همیشه راهی را انتخاب می کند که می داند در آن راه

 امکان عملی شدن یک منظور بیشتر از راه های دیگر است .

·   شخص سالم از استقلال فردی خود ، آگاه است . امکانات ، خواست ها و امیال و هدف های خود را

می داندو کیفیت و واقعیت وجود خویش و محیطش را درک کرده و خود را با واقعیت هم آهنگ می کند .

·   در برابر پیش آمدها و وقایع معمول روزانه احساس قدرت می کند و زندگی را سالم وزیبا می بیند ،

هرچند که ممکن است در مقابل مشکلات و وقایع سخت ، شخص احساس ناتوانی بکند .

·     از زندگی ، بیشتر راضی است و احساس خوشی می کند و کمتر ناراضی و دلگیر است .

·   می تواند مناسبات دوستانه و صمیمانه با دیگران برقرار سازدکه خهم خود از این دوستی احساس

رضایت کند و هم طرف مقابلش از دوستی او برخوردار باشد .

·   شخص سالم عهده دار زندگی خویشتن است و انتظار ندارد که دیگران زندگی راحت وخوبی برای او

تأمین بکنند .

·     خود و دیگران را دوست دارد و از محبت کردن به آنها لذت می برد .

·     به ماهیت وجود خود پی می برد .

·     در موارد به خصوص و حاد حق دارد که خشمگین و عصبانی شود .

·     هم در میان جمع احساس خوشی میکند وهم در تنهایی .

·     دیگران را تحقیر نمی کند و برای خود مزیت اضافی قائل نمی شود .

·   قبول دارد که کشمکش ها و ناسازگاری ها همیشه وجود خواهد داشت ، باید به هر صورتی با

ناسازگاری ها و کشمکش ها مقابه کند .

·   شخص سالم حس بذله گویی دارد که اغلب با آگاهی و خوش خلقی همراه است و از فرصت های

عادی برای شادی و دور بودن از غصه ونگرانی استفاده می کند .

·   آشفتگی و ناراحتی هایش را به نحوی ظاهر می کند که قابل قبول جامعه ای که درآن زندگی می کند

 باشد .

·   تأثر و آشفتگی خود را مهار می کند که باعث ناراحتی اطرافیان نشود در بدترین شرایط با حقایق روبه

رو شده و از مبارزه با مشکلات ، خصوصا هنگامی که از گرفتاری به سوی موفقیت پیش می رود لذت 

می برد .

·   با دیگران خوب تماس می گیرد ، خود را به دیگران می فهماند و دوستان مخصدص را انتخاب شده

 دارد .

·     خود مختار، متکی به خود و مستقل ، آرام و روشن بین است .

·     از موقعیت جدید احساس رضایت ولذت دارد .

·   بردباری و مهارتی که فرد برای برای مسائل بروز می دهد ویا به عبارت دیگر احساس این که از عهده

وظیفه محوله بر می آید .

·   مسائل را در مرکز قرار می دهد ، نه این که خود را در مرکز قرار دهد . یعنی کار کردن روی مسئله نه

روی خود .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 18:52  توسط   |